محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

26

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

دينى و اخلاقى پسنديده باشد و اگر داراى اين شرط نباشد حق ندارد بنام دين بر مردم حكومت كند . آرى اگر مردم به او اعتماد داشته باشند ، و خواسته‌هاى مردم را انجام دهد حق دارد بنام ملت حكومت و خدمت كند . آنچه ذكر شد : عقيده شيعه درباره زمامدار است ؛ ولى سائر مذاهب اسلامى هيچيك از اين شروط را درباره حاكم نكرده‌اند ، بلكه بيشتر آنان قيام بر ضد زمامدار فاجر و ستم‌كار را ، گرچه بنام دين حكومت نمايد تحريم كرده‌اند . ما اين مطلب را در موضوع « اطاعت حكومت‌هاى استبدادى » قدرى توضيح داده‌ايم . سابقا زمامداران باسم دين حكومت ميكردند ، و هميشه اين عقيده شيعيان كه حاكمى را كه داراى شرائط زمامدارى نباشد غاصب ميدانند مزاحم حكومت آنان بوده است ؛ و زمامدارانى كه داراى شروط زمامدارى نبودند مىخواستند اين مشكل را با فشار و تهديد ، بلكه با نابود كردن شيعه حل كنند ، و هرچه شيعه بيشتر و عقيده تشيع محكمتر مىشد مشكل نامبرده پيچيده‌تر مىگرديد و به همين علت كه شيعه بموجب عقيده خود حزب مخالف حكومتها بوده زمامداران ، با سختگيرى و قساوت بيشترى با شيعيان رفتار مىكردند . اين كتاب پرده از رفتار ظالمانه و غير انسانى حكومت‌ها نسبت به شيعه بر مى دارد و همان رفتار ننگينيكه اسلام و مسلمانان را ضعيف كرد و كينه‌ها و دشمنيها را برانگيخت ، و قرنهاست ، آن كينه‌ها را طبقه جديد از طبقه قديم بوراثت مىبرند ، در اين كتاب منعكس ميگردد . كتاب حاضر ستمكاريهاى ديكتاتوريهاى فاسد را كه بدون رضا و مشورت ملت بحكومت رسيدند ، و هركس را كه مخالف طغيان و فساد آنان بود بشدت سركوب ميكردند مجسم مىسازد . و در عين حال استقامت و فدا - كارى پيروان حق را كه در راه مبارزه با ظلم و استبداد حتى از دادن جان و فرزندان خود دريغ نكردند ، فاش ميسازد . و باز روشن ميسازد كه چگونه ( بر اثر ظلم و طغيان ) زمامداران ، انفجارها و انقلابهاى هولناكى رخ داد و اركان حكومتهاى ديكتاتورى را متزلزل ساخت و آنانرا يكى پس از ديگرى بديار مرگ و نابودى فرستاد . شيعيان براى صفات زمامدار دينى و شرائطى كه در حاكم معتبر ميدانند